مقالات ادبیات و زبان فارسی

حکمت دعا از زبان مولانا قسمت دوم

ظریف – دبیر پیش دانشگاهی رضویه

دعا؛ تایید الهی

اما چند کلمه از مولانا بگویم. مولانا اسرار دعا را به زبان شعر بیان کرده است. دعا فقط آیات قرآن نیست، بلکه روایات زیادی درباره دعا و نحوه آن داریم که متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته اند. علمای ما هم متأسفانه آنان را بیان نمی کنند. این علمِ دعا است. علم را ظاهر نمی کنند. علمای قدیم ما این مسئله را مسئله روز می دانستند. مسائل مهمی چون توحید از مسائل اصلی اسلام است. زیرا دین بر اساس توحید است. رسیدن به حقیقت توحید قرآنی بسیار دشوار است. ولی امروزه بحث های توحیدی بسیار کم است. در صورتی که توحید از اصول دین است. قدما و عرفای ما، به اصول دین توجه خاصی داشتند.

مولانا هنگامی که درباره توحید، عدل، معاد و جبر و اختیار بحث می کند، آنها را به صورت لطیف و ظریف بیان می کند. در صورتی که امروز از آن غفلت می شود. ما از اساس نسبت به مسئله غفلت داریم. در این خصوص سؤالی برایمان مطرح نیست. در صورتی که قدما از حکمت قرآنی به بهترین وجه استفاده می کردند. من از مولانا برای مسئله دعا مثال می آورم.
اولاً خود کسی که دعا می کند باید مؤید باشد. تا تأیید الهی نباشد دعا امکان پذیر نیست. دعا اجابت بشود یا نه. زمان و مکان و شرایط دارد.

ولی اینکه خود انسان به دعا بپردازد، خود یک تأیید الهی است:

در میان خون و روده، فهم و عقل
جز ز اکرام تو نتوان کرد
یعنی همین که انسان به دعا می پردازد هم سؤال کننده و هم اجابت کننده از اوست. اول و آخر اوست. این از اسرار دعاست.

اگر نماز واقعی باشد گوینده سمع الله لمن حمده هم خداست. هم شاهد و مجری اوست.
اول اوست، جز تو پیش که برآرد بنده دست
هم دعا و هم اجابت از تو هست
هم از اول می دهی میل دعا
تو دهی آخر دعاها را جزا
اول و آخر تویی، ما در میان
هیچ هیچی که نیاید در بیان

اگرانسان در دعا دم خوش ندارد باید به اولیاء و اهل دعا متوسل شود.
بهترین دعا در حال فنا و اضطرار است. بنده تا وقتی که خودی خود دارد دعا دارد، ولی دعای حقیقی آن است که خود بنده در میان نباشد، بلکه در حال اضطرار و فنا قرار گرفته باشد.
آن دعای بی خودان، خود دیگر است. (یعنی آنی که از خودی خودش فانی شده، دعایش چیز دیگری است)
آن دعا حق می کند چون او فناست
آن دعا و آن اجابت از خداست
واسطه مخلوق نی اندر میان
اما مسائلی است که قدما مانند ابن عربی در باب دعا مطرح کرده اند. آنها بحث های لطیف و ظریف و دقیقی درباره دعا دارند که امروز فراموش شده است.

عده ای از اولیاء و عرفا دعا را جایز نمی دانند. زیرا آن را بی ادبی می دانند. اینکه به خدا بگویند این را بکن. این خود مراتب خاصی از ولایت است. آن چنان به مراتب قضا و قدر الهی دل بسته بودند و مقام آنها مقام رضا است که جز به قضای الهی دل نهادن حاضر نبودند.

ابن عربی در کتاب فصوص و هجویری در کتاب کشف المحجوب این مباحث را مطرح کرده اند، که آیا اولیایی اند که از خدا چیزی نخواهند؟ این قضیه را از زبان مولانا بشنوید:

قومی دیگر می شناسم ز اولیا
که دهانشان بسته باشد از دعا

یعنی دعا نمی کنند. البته انسان باید دعا کند. زیرا خداوند می گوید: ادعونی استجب لکم. ولی اینان مقاماتی و طبقاتی دارند. این امر مختص عده ای از اولیاست. انسان باید به مرتبه ای برسد که قضای الهی را بشناسد و به مقام سر قدر برسد. عالی ترین علمی که در عرفان وجود دارد، سر قدر است. مولانا ادامه می دهد:‌
در قضا ذوقی همی بینند خاص
کفرشان آید طلب کردن خلاص
هر چه آید پیش ایشان خوش بود
قاب حیوان گردد از آتش بود

اما دعا کرن خوب است. اعم از اینکه اجابت بشود یا نشود. خداوند بنده ای را که دوست دارد، دعای او را زود اجابت نمی کند. او می خواهد بنده را به خود نزدیک کند. خداوند برای خود منطقی متعالی دارد. گاهی بنده ای را که دوست دارد قدری قلقلک می دهد و بعدا دعای او را اجابت می کند. این امر در آیات و روایات ما نقل شده است.

مولانا در این باره می گوید:

ای بسا مخلص که نالد در دعا
تا شود دود خلوصش بر سما
یعنی آن قدر دعا می خواند که دود اخلاصش به آسمان می رسد. اما دعایش اجابت نمی شود. پس ملائک واسطه می شوند:
پس ملائک با خدا نالند زار
کی مجیب هر دعای مستجاب
بنده مؤمن تضرع می کند
او نمی داند که جز تو مضطرند
حق بفرماید که نیست خواری اوست
عین تأثیر عطا یاری اوست
یعنی اگر او را اجابت نمی کنم، خواری او نیست. او پیش من عزیز است. او محب من است. او را یاری می کنم. اولیاء به من نزدیک اند.

ناله مومن همی داریم دوست
گو تضرع کن که این اعزاز اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوی من
آن کشیدش لوکشان در کوی من
در برآرم حاجتش او آورد
هم در آن بازیچه مستغرق شود

یعنی ما از یاد خدا غافلیم و خداوند کاری می کند که به او متوسل شویم و به سوی او برگردیم. اگر حاجت او را برآورم، می رود و دیگر به سوی من باز نمی گردد. دنیا جای لهو و لعب است و از من دور می شود. بنابراین کمی حاجت او را دیر برمی آورم که او بیشتر پیش من بماند و به من نزدیک شود. دوباره می گوید:
گرچه می ماند ز جان او سوگوار
دل شکسته، سینه خسته، گو هزار
خوش همی آید، مرا ناله او
یعنی خداوند می گوید ناله دعا کننده و آن خدایا گفتن و آن راز او را دوست دارم.
بنابراین، دعا یکی از اسرار قرآنی است. تفسیر مولانا، تفسیر معنوی و فهم قرآن است. بیش از دو هزار آیه در ابیات مولانا تکرار شده و در مثنوی بیانی دیگر یافته است. مولانا را باید بخوانیم تا به حکمت قرآنی دست یابیم. مولانا بخشی از حکمت دعا را برایمان مشخص می کند.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن