کودک

آسیب پذیری کودکان در مرگ عزیزان ( قسمت اول)

همه ما دیر یا زود در زندگی با مرگ عزیزانمان مواجه می شویم. می دانیم مرگ پدیده ای جهان شمول و غیرقابل انکار است ولی معمولاً از فکر کردن درباره آن اجتناب می کنیم و برای روبرو شدن با آن آمادگی لازم و کافی نداریم. از سوی دیگر فرهنگ ما در مواقع خاص همیشه حمایت کافی را فراهم نمی آورد و اجازه سوگ طبیعی را به افراد نمی دهد. به بازمانده ای که عزیزش را در اثر سرطان از دست داده خیلی بیشتر توجه می شود تا کسی که نزدیک ترین فرد خانواده اش خودکشی کرده، او در سوگ خویش تنها می ماند، کسی به صحبت های او گوش نمی دهد، ممکن است طرد شود، بدون آن که دلیل واضحی وجود داشته باشد احساس شرم و گناه دارد و به تنهایی و خلوت خود می خزد. مطمئناً این جو سکوت و انکار که بخشی از فرهنگ ماست توسط کودکان ایجاد نمی شود، آنها در این فضا به دنیا آمده اند. فضایی که آنها را برای روبرو شدن با حوادث غیرمترقبه، مرگ های ناشی از قتل، خودکشی ، ایدز ، بیماری های کشنده و… آماده نکرده در حالی که حوادث غیرطبیعی جزیی از زندگی و دنیای کودکان شده است. پس چرا تصمیم نگیریم شرم و داغی را که پس از اینگونه حوادث پدید می آید از بین ببریم، جو سکوت و انکار را بشکنیم، به کودکان کمک کنیم تا صرف نظر از نوع مرگ و حادثه راحت گریه کنند، راحت حرف بزنند، سؤال کنند و احساسات خود را بیرون بریزند. مطلبی که در پی می آید نقطه نظرات و راهکارهای دکتر فریبا عربگل، فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان و عضو انجمن روان پزشکی کودک و نوجوان در این خصوص است که از نظرتان می گذرد.

سوگ پیچیده

دکتر عربگل در تعریف مفهوم سوگ پیچیده می گوید: وقتی نتوان وقایع زندگی را بیان کرد و فهمید و در عوض آنها را انکار نمود، فرآیند طبیعی مقابله با آنها را نیز نمی توان طی کرد. خودکشی ، قتل، آزارهای جسمی و جنسی، خشونت، ایدز و از دست دادن های متعدد، مثال های آشنایی هستند از موقعیت هایی که تبدیل به سوگ پیچیده می شوند، چرا که در این شرایط کودک قادر نیست آنچه را که رخ داده بیان کند، پیرامون آن صحبت یا سؤال کند و احساسات و افکار درونی خود را بیرون بریزد. در چنین شرایطی کودک نمی تواند فرآیند سوگ طبیعی را بگذراند و در احساساتی دوگانه و تعارض آمیز گیر می کند.

عوامل سوگ پیچیده

– مرگ ناگهانی و فاجعه آمیز

مرگ های ناگهانی و فاجعه آمیز شامل مرگ های ناشی از قتل، خودکشی، تصادفات کشنده، بیماری های کشنده ناگهانی و… است. در چنین مواقعی بلافاصله در خانه محیطی بی ثبات، نامشخص، غیرقابل پیش بینی و پر از حوادث اتفاقات مختلف ایجاد می شود و کودک احساساتی را چون گیجی، سردرگمی، خشم، گناه، تمایل به انتقام، شوک، انکار و ناباوری تجربه می کند.

– مرگ همراه با برچسب های اجتماعی

دکتر عربگل مرگ های ناشی از ایدز ، خودکشی و دیگرکشی را همراه با احساس شرم، داغ خوردگی اجتماعی می داند و معتقد است: کودکان نیز همانند بزرگسالان در چنین مواقعی اغلب احساس شرم، خجالت و ناراحتی دارند و نمی توانند راجع به واقعه ای که رخ داده راحت صحبت کنند. آنها از ترس استهزاء یا تبعید توسط آرای عمومی ساکت باقی می مانند و سعی می کنند موضوع را پنهان کنند و راجع به آن صحبتی به میان نیاورند، در نتیجه احساسات سرکوب شده آنان یا به صورت خشم و انزجار و نفرت بیرون می ریزد یا به صورت بیزاری از خود، احساس تنهایی و انزوا به درون کودک برمی گردد. بدیهی است در چنین شرایطی کودک نمی تواند به طور طبیعی سوگواری کند، چون موضوع از دست رفتن شخص مرده را نمی تواند از پدیده مربوط به چگونگی مردن او جدا کند.

– از دست دادن های متعدد

وقتی کودک با مرگ و از دست دادن های مکرر و متعدد روبرو می شود، دچار ترس عمیق از تنهایی، ناتوانی و ترک شدن می گردد. مثالی مشخص از این مورد زمانی است که یکی از والدین فوت کرده و کودک نگران از دست دادن والد دیگر است.

 

در شرایطی که یکی از والدین وجود ندارد و والد دیگر نیز فوت می کند کودک ممکن است مجبور شود خانه، اعضای خانواده، دوستان، مدرسه و اجتماعی را که به آن تعلق دارند ترک کند. در چنین شرایطی که کودک همه چیزش را از دست داده است، دچار احساس شوک، تنهایی، انزوا و ترس از ترک شدن های مجدد در آینده می گردد.

– ارتباط تعارض دار قبلی با شخص از دست رفته

روان پزشکان معتقدند، کودکی که توسط شخص محبوب زندگی خود مورد اذیت، آزار، غفلت، ترک و بی مهری قرار گرفته است، پس از مرگ وی احساسی دوگانه نسبت به او دارد. بخشی از احساس او ممکن است به صورت حالت تسکین یافتن، رهایی، آرامش و یا حتی خوشحالی و بخشی دیگر احساس گناه، سرزنش خود، ترس و یا افسردگی باشد. ممکن است اذیت و آزارهای پیشین هنوز به عنوان رازی فاش نشده او را بیازارد و شرم از بیان موضوع و عدم بروز احساسات همراه با آن سوگ او را پیچیده تر کند. اگر فرآیند سوگ شخص محبوب با روابط حل نشده گذشته همراه شود ممکن است احساس گناه، ترس از طرد شدن، افسردگی، خوشحالی، تسکین یافتن و به طور کلی احساسات متضاد و گوناگون کودک را آزرده سازد.

– فرآیند سوگ در والد بازمانده یا مراقبین کودک

در صورتی که والد بازمانده نتواند احساس و درد کودک خویش را تشخیص دهد، نمی تواند الگو و مدل مناسبی برای فرزند خود باشد. در چنین شرایطی احساسات فرد انکار و در درون او خفه می شود.

ادامه دارد…

روزنامه همشهری

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن